کتاب «آدمی همان است که می خواند» نوشته رابرت دی یانی و ترجمه علی ظفر قهرمانی نژاد است. انتشارات بیدگل این کتاب را منتشر کرده است. عنوان این کتاب بهخوبی توضیح میدهد که کتاب دربارهی چیست. اگر ما همانی هستیم که میخوانیم و انتخاب کتابهایی که میخوانیم این اندازه مهم است، پس باید بهنوعی مهارت خوبخواندن را در خودمان تقویت کنیم. این کتاب میگوید با خوبخواندن، زندهتر خواهیم بود. آدمی همان است که میخواند در ستایش ارزش خواندن برای آموختن و زندگیکردن است. این کتاب راهوروشی پیش میگذارد که بهواسطهی آن میتوانیم عادات خواندنمان را غنیتر و لذتمان از خواندن را دوچندان کنیم. هدف رابرت دییانی در این کتاب ارائهی رویکردهای مختلف به تجربهی عمیقاً لذتبخش خواندن، بهویژه خواندن ادبیات است.
ما متنها را نهتنها برای درک آنها، بلکه برای پیوندشان با زندگیمان و درآمیختنشان با خودمان میخوانیم. میخوانیم که متنها را روشن و فهمیدنی کنیم، که برای زندگیمان معنا تولید کنیم. اگر ما کمابیش همان چیزی هستیم که میخوریم، تا حد زیادی نیز همان چیزی هستیم که میخوانیم. اما برای بردن بیشترین بهره از این روشهای خواندن، باید بپذیریم که تجربه، تفسیر و ارزیابی در روند خواندن ما مهماند. اگر به تجربهمان از خواندن فکر نکنیم، جنبهی ذهنی آن را دستکم میگیریم. بدون توجه به ارزشهای متن، از شیوههای محکزدن و تقویت کردنِ یا اصلاح و تغییرِ باورها و اصول خود غافل میمانیم.
بنا به اصول اخلاقیِ خواندن، ما باید طوری بخوانیم که دوست داریم خوانده شویم. ما باید متنهای دیگر را با همان احترام، تأنی، دقت و توجهی بخوانیم که مایلیم دیگران نسبت به نوشتار ما داشته باشند.
کتاب آدمی همان است که میخواند ما را به دنیای کتابخواندن میبرد و با دست پر برمیگرداند؛ با دست پر از اطلاعاتی دربارهی خواندن کتابهای جورواجور و تغییرکردن ما.
این ۶ فصل مجموعهراهکارهایی برای خوب خواندن ارائه میدهند که با هم ارتباطی متقابل دارند و یکدیگر را تقویت میکنند.
فصل ۱ متمرکز بر گوشدادن است. این فصل نشان میدهد اینکه پیش و بیش از هرچیز درپی معنای متن باشیم، فایدهاش بهمراتب کمتر از آن است که در برابر خیزبرداشتن برای بهچنگآوردن «معنا» مقاومت کنیم و درعوض، کار را با این پرسش آغاز کنیم که متون بهطور مستقیم و غیرمستقیم چه میگویند، چه چیزی را نشانمیدهند و چهکار میکنند.
فصل ۲ دو سؤال میکند و به آنها پاسخ میدهد: «متنها چه حقایقی را بیان میکنند؟» «خواندن ما چگونه باشد تا به آن حقایق متنی واقف شویم؟»
فصلهای ۳ و ۴ نشان میدهند که چطور میتوانیم با متون غیرداستانی و داستانی ارتباطی مؤثر و لذتبخش برقرار کنیم.
فصل ۵ برای کاربستهای عملی خواندن زمینههایی نظری ایجاد میکند. این فصل لذتهای متناقض خواندن را از طریق انرژیهای دیالکتیکی یا جدلیای بررسی میکند که میل به خواندن آثار ادبی را در ما برمیانگیزند و به آن جان میبخشند.
فصل ۶ نشان میدهد که خواندن ادبیات چطور میتواند به زیستـی رضایتمندانهتر بینجامد. این فصل درکنار فصل ۵ مضامین اصلی کتاب را جمعبندی میکند و بر پیوند تنگانگ میان خواندن و زندگی تأکید میگذارد.
در آخر، نُه تمرین برای خواندن معرفی میشود، تمرینهایی که میتوانند تجربهٔ هر خوانندهای را پربارتر کنند. ضمیمههای الف و ب مزایا و معایب خواندن متون چاپی و دیجیتال را برمیشمرند، و درخصوص اینکه چه بخوانیم و چرا، توصیههایی ارائه میدهند.
